شمس الدين محمد بن محمود آملي
69
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
قبل در باقى جمع كنند حاصل شكل مطلوب بود مثلا مسدس هفتم را سه از شش بيندازيم 3 باقى ماند و مثلث هفتم را 28 با مضروب مثلث ششم 21 در 3 اعنى 63 جمع كنند حاصل 91 مسدس هفتم بود و بعد از مسدسات مسبعات بود از جمع اعداد متفاضل به پنج پنج حاصل آيد و مثمنات از جمع اعداد متفاضل بشش شش و متسع از جميع اعداد متفاضل بهفت بهفت . و على هذا القياس . و ببايد دانستكه چون از مسدس بگذرند تصوير آحاد بصور اشكال متعذر باشند اما اسامى مطرد باشند بنابر آنكه تولد آن اعداد از اجتماع اعداد متوالى از واحد بر يك نظام است مثلثات از جميع اعداد به تفاضل يك يك چون 1 و 2 و 3 و مربعات بتفاضل دو دو چون 1 و 3 و 5 و على هذا . و اعداد مجسمه اعدادى بود منقسم باعداد سطحى چنان كه از نضد آنسطوح بر بالاى يكديگر يا از اضافت آنسطوح به واحد صورتى مشابه جسم متصور شود و اول آن اعداد مخروطى بود و آن هر عددى بود كه از قاعده سطحى ابتدا كنند و بسطوح متواليه مشابه آن مرتفع مىشود تا به واحد اگر قاعده مثلث بود آن مثلث مجسم را نارى خوانند همچو 4 كه از نضد 3 و 1 تركيب يابد و 4 اول عددى است كه هم خطيست و هم سطحى و هم مجسم و همچو 10 كه از 6 و 3 و 1 تركيب يابد و 20 كه از 1 و 6 و 13 تركيب يابد و على هذا . و اگر قاعده مربع بود آن را مخروط مربع خوانند همچو 5 از 4 و 1 و 14 از 9 و 4 و 1 و على هذا . و اگر قاعده مخمس باشد آن را مخروط مخمس خوانند و اول شش بود و دويم 18 و ديگر 45 و على هذا . و مخروط مسدس و ساير اشكال را بر آن قياس بايد كرد و بعد از مخروطات منشورات بود و از نضد اشكال مثلثات متماثل بر يكديگر پيدا شود و ابتداى آن شش بود كه از دو مثلث متولد گردد و بعد از آن 9 و 12 و هر يكى از منشورات را پنج قاعده بود و بعد از آن مجسماتى باشند كه شش سطح به او محيط بود و آن به